مقدمه
آزادی یکی از آن مفاهیم بنیادینی است که همهٔ ادیان بزرگ و سنتهای فلسفی جهان را به هم پیوند میدهد. چه به خدا ایمان داشته باشید، چه راه بودا را بپیمایید و چه تنها با خرد در پی حقیقت باشید — این اندیشه که انسان آزاد زاده میشود، سراسر تاریخ اندیشهٔ بشری را در بر گرفته است.
در عصر دیجیتال، آزادی بُعد تازهای یافته است. دسترسی به اطلاعات، حق داشتن زندگی خصوصی، امکان ارتباط آزادانه — همهٔ اینها به بخشی جداییناپذیر از کرامت انسانی بدل شدهاند. و آنگاه که حکومتها دیوارهای دیجیتال برمیافرازند و راه مردم را به دانش و به یکدیگر میبندند، نهفقط حقوق بشر، بلکه همان سرشتی را به چالش میکشند که آفریدگار در ما نهاده است.
این نوشتار تأملی است دربارهٔ آزادی از منظر ادیان جهان و اینکه چرا دفاع از آزادی دیجیتالِ خویش صرفاً یک ضرورت فنی نیست، بلکه تکلیفی اخلاقی است.
مسیحیت: «حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد»
آزادی همچون موهبتی الهی
سنت مسیحی بر آن است که آزادی حاصل تصادفِ تکامل نیست، بلکه موهبتی آگاهانه از سوی آفریدگار است. خداوند انسان را به صورت و شباهت خویش آفرید و او را به ارادهٔ آزاد آراست — توانِ گزینش میان نیکی و بدی، میان حقیقت و دروغ.
در سِفر پیدایش آمده است که خداوند انسان را در باغ عدن جای داد و به او آزادی انتخاب بخشید. حتی با علم به اینکه انسان ممکن است به خطا رود، خداوند این آزادی را از او نگرفت — زیرا بدون آن، نه عشق راستین ممکن است، نه ایمان راستین و نه شناخت راستین.
سخنان مسیح دربارهٔ آزادی
عیسی مسیح بارها از آزادی همچون خصلتی ذاتی در انسان سخن گفت:
«و حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد» (انجیل یوحنا، ۸:۳۲)
این سخن معنایی ژرف دارد: آزادی از دسترسی به حقیقت جداییناپذیر است. انسانی که از امکان شناخت حقیقت محروم شود، از آزادی راستین نیز محروم است. آنگاه که اطلاعات پنهان، پالایش یا تحریف میشود، این تعرضی مستقیم است به حق خدادادِ انسان برای دانستن آنچه هست.
پولس رسول دربارهٔ آزادی
پولس در رسالههایش موضوع آزادی را بسط میدهد:
«ای برادران، شما به آزادی خوانده شدهاید» (رساله به غلاطیان، ۵:۱۳)
«و آنجا که روح خداوند است، آزادی است» (رسالهٔ دوم به قرنتیان، ۳:۱۷)
از نظر پولس، آزادی بهمعنای بیبندوباری نیست، بلکه توانایی مسئولانهٔ عمل کردن بر پایهٔ وجدان و به دور از اجبار بیرونی است. این حقِ آن است که آدمی خود در پی حقیقت برود و از آن پیروی کند.
سنت ارتدکس
در الهیات ارتدکس، آزادی ویژگی وجودی انسان شمرده میشود — همان چیزی که او را انسان میکند. گریگوریِ نیسایی نوشت که انسان «خودمختار» آفریده شده است؛ یعنی بر تصمیمهای خویش اختیار دارد.
ماکسیم معترف میان «ارادهٔ طبیعی» (توان خدادادِ گزینش آزاد) و «ارادهٔ گزینشی» (تصمیمهای مشخص انسان) تمایز مینهاد. سلب ارادهٔ طبیعی از انسان، یعنی سلب انسانیت او.
آموزهٔ اجتماعی کاتولیک
کلیسای کاتولیک در بیانیهٔ «Dignitatis Humanae» (۱۹۶۵) اعلام کرد:
«شخص انسانی حق آزادی دینی دارد… این حق در خودِ کرامت شخص انسانی ریشه دارد، کرامتی که هم از راه کلام مکشوف الهی و هم بهواسطهٔ خرد شناخته میشود.»
همین اصل به آزادی اطلاعات نیز تسری مییابد: کرامت انسان اقتضا میکند که او بتواند آزادانه در پی حقیقت باشد و بدون فشار بیرونی باورهای خود را شکل دهد.
اسلام: «لا إکراه فی الدین»
آزادی در قرآن
اسلام برای آزادی انسان اهمیتی بسیار قائل است. قرآن بهصراحت میفرماید:
«در دین هیچ اجباری نیست؛ راه درست از راه انحرافی آشکار شده است» (سورهٔ بقره، ۲:۲۵۶)
این آیه یکی از اصول بنیادین اسلام است. اگر خداوند متعال انسان را حتی در مسئلهٔ ایمان — مهمترین مسئلهٔ زندگی — مجبور نمیکند، پس هیچ انسانی به طریق اولی حق ندارد دیگران را در اموری کماهمیتتر به اجبار وادارد.
دانشجویی همچون تکلیف
در سنت اسلامی، طلب علم نهتنها یک حق، بلکه وظیفهای مقدس بر هر مسلمان است:
«دانش را بجویید، هرچند در چین باشد» (حدیث)
«طلب علم بر هر مرد و زن مسلمان واجب است» (حدیث، ابن ماجه)
پیامبر محمد (ص) بارها بر اهمیت آموزش و شناخت تأکید کرد. محدود کردن دسترسی به دانش با این اصل بنیادین اسلام در تضاد است.
مفهوم «امانت»
در اسلام مفهوم «امانت» وجود دارد — سپردهای که خداوند بر عهدهٔ انسان نهاده است. عقل، یعنی توان اندیشیدن و شناختن، امانتی است که انسان موظف به کاربستن آن است. بازداشتن کسی از بهکارگیری عقلش، یعنی بازداشتن او از انجام خواست خداوند.
عدل و ظلم
قرآن بارها بیعدالتی و ستم را نکوهش میکند:
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! به عدالت پایبند و استوار باشید» (سورهٔ نساء، ۴:۱۳۵)
محدود کردن دسترسی به اطلاعات، آنگاه که نه در خدمت حفاظت از جامعه بلکه در خدمت کنترل مردم باشد، شکلی از «ظلم» است که اسلام آن را قاطعانه محکوم میکند.
تمدن اسلامی و آزادی دانش
عصر طلایی اسلام (سدههای هشتم تا چهاردهم میلادی) دورانی از آزادی اندیشه بود که نظیر نداشت. بیتالحکمهٔ بغداد دانش را از سراسر جهان گرد میآورد — از یونان، هند، ایران و چین. دانشمندان آزادانه اندیشهها را مبادله میکردند، آثار را به زبانهای گوناگون برمیگرداندند و علم را پیش میبردند.
ابن رشد دربارهٔ هماهنگی عقل و ایمان نوشت. ابن سینا دایرةالمعارفهای پزشکی پدید آورد. خوارزمی بنیاد جبر را نهاد. همهٔ اینها بهسبب گردش آزاد دانش ممکن شد.
یهودیت: «زندگی را برگزین»
آزادی انتخاب در تورات
تورات آزادی انتخاب را ویژگی بنیادین انسان معرفی میکند:
«زندگی و مرگ، برکت و لعنت را پیش روی تو نهادم؛ پس زندگی را برگزین» (سِفر تثنیه، ۳۰:۱۹)
خداوند تنها آزادی نمیبخشد — او انسان را فرا میخواند که این آزادی را فعالانه در راه گزینش نیکی به کار گیرد. اما خودِ انتخاب همچنان از آنِ انسان است.
میمونیدس دربارهٔ ارادهٔ آزاد
میمونیدس (رامبام)، اندیشمند بزرگ یهودی، در «میشنه تورات» نوشت:
«آزادی انتخاب به هر انسانی داده شده است. اگر بخواهد به راه نیک روی آورد و پارسا باشد، توان آن را دارد؛ و اگر بخواهد به راه بد روی آورد و بدکار باشد، در آن نیز آزاد است.»
میمونیدس تأکید میکرد که بدون ارادهٔ آزاد، مسئولیت اخلاقی ممکن نیست. انسانی که از انتخاب محروم باشد، نه پارسا است و نه گناهکار — او تنها یک ماشین است.
سنت تلمودی
تلمود مباحث گستردهای دربارهٔ آزادی و مسئولیت دارد. جملهٔ مشهور «پیرکی آووت»:
«همهچیز پیشبینی شده است، و با این حال آزادی انتخاب داده شده است» (پیرکی آووت، ۳:۱۵)
این گزارهٔ بهظاهر متناقض میگوید که حتی علم مطلق خداوند نیز آزادی انسان را باطل نمیکند. آزادی توهم نیست، بلکه واقعیتی است که در تار و پود آفرینش تنیده شده است.
خروج از مصر — کهنالگوی رهایی
رویداد محوری تاریخ یهود، یعنی خروج از مصر، داستان رهایی از بردگی است. یهودیان هر سال در عید پِسَح یاد میکنند که چگونه خداوند قوم را از اسارت بیرون آورد. این تنها یک واقعهٔ تاریخی نیست، بلکه نشانهای جاودانه است بر اینکه خداوند آزادی آفریدگان خود را میخواهد.
بردگی — هر بردگیای، از جمله بردگی اطلاعاتی — خلاف ارادهٔ آفریدگار است.